فضل الله روزبهان خنجى اصفهانى

295

تاريخ عالم آراى امينى ( فارسى )

را طعمهء حيوانات بركردند . فها اجسادهم منزعة من الرؤوس و رؤوسهم من الدّماء مترعة « 1 » كالكؤوس « 2 » ، حفّارهم مناقير الغربان و زوّارهم الرّخم و العقبان يسّف عليهم العثار ايدى الشمال و الدبور و ينمّ عليهم طلول الدّماء فى العّشايا و البكور . [ شعر ] غدوا فوق امطاء الجياد ببكرة * و اجداثهم فى اللّيل بطنان عقبان تردّوا ثياب الموت حمراء ما اتى * دجى اللّيل الّا و هى سربال قطران امراى عظام را ابدان مبتلاى جراحت و دلهاى « 3 » مالامال سرور و راحت ، عرضه داشت مشتمل بر كيفيّت احوال با سر شيخ حيدر همراه بشير فرخنده پيام به پايهء سرير فلك مقام روانه گردانيدند . روز سه شنبه شهر شعبان اين فيروز خبر بشاشت اثر به معسكر ظفر مقرّ رسيد . سر شيخ حيدر كه به كاهكشان افلاك ( 155 - پ ) رسيدى ، در توبرهء كاه بر فتراك ايلچى بسته ، در يورت اورانه « 4 » كوه به آستان آسمان شكوه در آوردند . قطعه « 5 » سر دشمنان تو استغفر اللّه * كه خود ، دشمنانِ ترا سر نباشد ز يارى توفيق خواهم هميشه * كه سر منزلش غيرِ اين در نباشد چون اين جيفهء به كاه آگنده نزد بندگان پادشاه وقع يك توبره از كاه نداشت به فرستادن آن نزد يكى از ملوك چنانچه معتاد مىباشد ، التفاتى واقع نشد و فرمان همايون « 6 » صدور يافت كه جهت تشهير در تبريز دو روزى بردارند و بعد از اعلان به والده‌اش سپارند . ديگر روز موكب « 7 » فرخنده مآل در عين سعادت و اقبال به بخت فرّخ و طالع مسعود ، در دار السّلطنة « 8 » تبريز نزول اجلال فرمود و حكم اعلى نفاذ يافت كه امراى مملكت شروانات « 9 » كه در بندش را به زخم گرز گران گشاده و محمود آبادش را به سعى محمود و

--> ( 1 ) . PF : منزعه . ( 2 ) . F : كالكيوس . ( 3 ) . P : دلها . ( 4 ) . KF : اورنه . ( 5 ) . P : شعر . ( 6 ) . P : هميون . ( 7 ) . P : مواكب . ( 8 ) . P : دار السلطنت . ( 9 ) . K : شيروانات .